عطر قربت
عطر قربتهستی ام را ریختم یک جا به پای چشم تونیست شد بود و نبودم در سرای چشم تو چشم هایم معتکف شد کنج محراب امیددست هایم شد دخیل سرسرای چشم تو تا ضریح چشم تو شد آشنای دست...
عطر قربتهستی ام را ریختم یک جا به پای چشم تونیست شد بود و نبودم در سرای چشم تو چشم هایم معتکف شد کنج محراب امیددست هایم شد دخیل سرسرای چشم تو تا ضریح چشم تو شد آشنای دست...
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
مشاهده