افسردگی و راهکار درمان آن

» افسردگی و راهکار درمان آن

افسردگی و راهکار درمان آن

افسردگی و زانوی غم بغل کردن معانی زیادی می تواند داشته باشد که البته تمامی این معانی نیز از طرف شخص افسرده یا در آستانه ی افسردگی قرار گرفته برای دیگران مخابره می شود و بالطبع مخاطبان او نیز عکس العمل های متفاوتی در برابر او خواهند داشت. هرچند که درمان این ناراحتی روحی نه سخت است و نه آسان! و مثل وجود انسان ها کاملا پیچیده بوده، به شخص بستگی دارد، اما نقطه ی بسیار روشنی که در رابطه با این مشکل وجود دارد، این نکته است که با همت و تلاش خود شخص و کمک گرفتن از متخصصان می تواند به طور کلی و تا ابد از زندگی شخص جدا شده، محو و نابود شود و فقط و فقط خاطرات و تجربیات دوران افسرده بودن برای شخص باقی بماند و بس.


حرکتی کوچک برای درمان افسردگی

در این مقاله ی کوتاه به عنوان یک راهکار آسان برای درمان افسردگی فقط درباره ی یک حرکت ساده برای یک جهش کوچک و البته مفید صحبت خواهد شد تا شخصی که خود را فردی افسرده می داند و یا فکر می کند در آستانه ی افسرده شدن می باشد، به خودش تلنگری بزند، تکانی بخورد و از مرز افسرده شدن به سمت سلامت و پویایی عبور کرده، خود با ارزش خود را بازیابد.


افسردگی چه پیامی برای دیگران دارد؟


افسردگی به تمام مخاطبان فرد افسرده که کسل و خمود منطقه ای خاص را برای استقرار خود انتخاب کرده است و دنیا را فقط در همان مکان خلاصه می کند، می تواند پیام های زیر را داشته باشد:


- من وجود ندارم.

- فقط می نشینم و می بینم:


* بقیه چی کار می کنن؟

* بقیه کجا می روند؟

* بقیه چه خواسته ای دارند؟


- منتظر می مانم تا بقیه تصمیم بگیرند و بشود:

* هر چی بقیه بگویند...

* هر کاری بقیه بِکُنند...

* هر چی بقیه بخواهند...

* هر جایی بقیه بگویند...

و نهایت چه می شود؟ حال شخص افسرده خراب تر می شود، از دیگران عصبانی تر می گردد، دلشکسته تر و غمگین تر، کسل تر، گوشه گیرتر، بی حوصله تر و در نهایت از مردم دورتر و دورتر می شود.

خودم کردم که ...

تنها کسی که فرد افسرده باید او را ملامت کند و از دست او عصبانی باشد، خود اوست؛ چراکه این قدر بی کار نشست، به داد خودش نرسید، در هیچ موردی نظر نداد تا این که اختیارش در دست بقیه قرار گرفت، انجام کارهایش برعهده ی دیگران افتاد، سایرین مجبور شدند برای او تصمیم بگیرند و در واقع آن قدر گوشه ای نشست و نشست و نشست که دیگر کم کم محو شد.

افسردگی و بی خیالی

راهکار کوچکی که در ابتدا به آن اشاره شد این است، بی خیالی. شخص افسرده اگر مایل به درمان افسردگی خود می باشد، باید کاملا بی خیال گذشته و اتفاقات آن شود، و با بی خیالی نسبت به رفتارها و اتفاقات پیش آمده قدم به قدم پیش برود:

- زانوی غم را از بغلش به بیرون پرت کند.

- دست هایش را باز کند و حرکت بدهد.

- یک نفس عمیق بکشد.

- به اطراف نگاه کند.

- دست بر زانوی خود بگذارد و بایستد.

- راه برود.

- مکانی که نقطه ی امن زندگی خود در نظر گرفته بوده است را ترک کند.

- با توجه به توانایی های خود، هر قدر کوچک، با توکل به خدا تلاش کند.

- صبر داشته باشد.

 - ناامید نشود.

- ناامید نشود.

- ناامید نشود.

امید داشته باشد و خودش برای خودش تصمیم بگیرد.

- در کنار دیگران به عنوان یک همراه زندگی کند.

شاه کلید درمان افسردگی در دستان پر توان خود شخص می باشد که باید اولین قدم ها را بردارد تا راه پیدا شود.


نویسنده: محبوبه عباسی




آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
ساخت وبلاگساخت وبلاگ رایگان
Buy Website Traffic Cheap